الشيخ علي اكبر النهاوندي

35

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

مىكند . بعضى مىگويند : در ميان روز از حبس سندى بن شاهك بيرون آمد و كسى او را نديد ، اصحاب هارون بر مردم مشتبه كردند كه مرده ، حال آن‌كه نمرده و غايب شده است . [ محمديّه ] هفتم ؛ محمديّه كه بعد از حضرت هادى پسرش ، سيّد جليل ، سيّد محمد را امام مىدانند ، او در حيات آن حضرت وفات يافت و در هشت فرسنگى سامرّا ، نزديك به قريهء بلد دفنش نمودند ، مزار او در آن‌جا معروف و مشهور و كالنّور على الطّور است . مىگويند : او نمرده و زنده است ، او قائم مهدى مىباشد . در نجم ثاقب است كه سيّد محمد مذكور از اجلّهء سادات و صاحب كرامات متواترات ، حتّى نزد اهل سنّت و اعراب باديه است كه به غايت به او احترام مىكنند ، از آن جناب مىترسند . هرگز قسم دروغ به او نمىخورند و پيوسته از اطراف براى او نذور مىبرند ، بلكه غالب دعاوى در سامرّه و اطراف آن ، به قسم به او است . مكرّر ديديم چون بناى قسم شد ، منكر ، مال را به صاحبش رسانيد و از قسم خوردن دروغ صدمه خوردند . در ايّام توقّف سامرّه ، چند كرامت باهره از او ديده شد . بعضى از علما ، بناى جمع آن‌ها و نوشتن رساله‌اى در فضل او را دارند . وفّقهم اللّه تعالى . اين ناچيز ، مؤلّف اين وجيزه ، كرامتى از آن بزرگوار در گلزار اكبرى در گلشنى نقل نموده‌ام كه براى كرامات امامزادگان معروف ، منعقد است . هركه طالب باشد ، به آن كتاب رجوع نمايد كه سنهء هزار و سى صد و پنجاه و دو ، در تبريز به طبع رسيده است . هم‌چنين آن كرامت را در كتاب بنيان رفيع فى حالات خواجه ربيع نقل نموده‌ام كه مبسوم و مطبوع است .